تبلیغات
یا صاحب الزمان ادرکنی... - حجاب و پوشش در قاموس شهدا
 
یا صاحب الزمان ادرکنی...
اللهم عجل فی فرج مولانا صاحب الزمان
درباره وبلاگ


بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم عجل لولیک الفرج
و العافیة و النصر
و اجعلنا من خیر انصاره و اعوانه
و المستشهدین بین یدیه

اللهم صل علی محمد و آل محمد

مدیر وبلاگ : محمدرضا
نویسندگان
آمار وبلاگ
چهارشنبه 16 اسفند 1391 :: نویسنده : محمدرضا
شهدا در وصیت نامه های خود توجه ویژه ای به والدین و خانواده خود داشته اند و پس از طلب حلالیت، خانواده را به رعایت حجاب و انجام وظایف دینی و حفظ آنها سفارش می کرده اند.

در تحقیقی که بر روی این وصایا صورت گرفته، بیش از 46 درصد توصیه ها خانوادگی و از موارد فوق بوده است.

بیشتر شهدا از حجاب به عنوان لباس رزم یاد کرده اند و حفظ آن از سوی زنان و دختران جامعه را مایه افتخار و عامل خشم دشمن و خوشحالی دوستان دانسته اند.

مرور خاطرات و زندگینامه این ملکوتیان عرش نشین اهمیت پوشش و حجاب را در نظرگاه آنها برای ما بیشتر می نمایاند.

چند خاطره زیر نمونه ای از آن است:



** شهید ˈحسن آقاسی زادهˈ به روایت پدر

وقتی در کانادا درس می خواند، برای معاینه نزد دکتر رفت، دکتر گفت، باید داخل اتاق مخصوص رفته و لباس هایش را درآورد.

حسن وقتی وارد اتاق شد، تازه فهمید مسئولیت معاینه را خانم پرستاری برعهده دارد، سریع از اتاق بیرون آمد، دکتر تعجب کرده بود.

حسن برایش توضیح داد که ما از نظر مذهب خود برای ارتباط با نامحرم، محدودیت هایی داریم؛ تا زمانی که ضرورتی پیش نیاید، معاینه توسط نامحرم جایز نمی باشد.

آخرش هم گفت: در صورتی که اینگونه بخواهید معاینه کنید، همان بهتر که معالجه نشوم.



* شهید ˈمحمدعلی رجاییˈ به روایت همسر

وقتی به مجلس یا مراسمی وارد می شد که زن های بی ججاب در آن حضور داشتند یعنی غافلگیر می شد، ابتدا چیزی نمی گفت؛ گوشه ای می نشست، سرش را پایین می انداخت ؛ چند لحظه که می گذشت بلند می شد به بهانه چیزی خداحافظی می کرد، دیگر لازم نبود حرفی بزند، همه متوجه می شدند که محمدعلی آدمی نیست که به هر محفلی پا گذارد و در مقابل عمل حرام بی تفاوت بماند.



** شهید ˈابراهیم عباسیˈ به روایت یکی از دوستان 

کنار خیابان مشغول صحبت با ابراهیم بودم که ناگهان متوجه شدم صورتش سرخ شد، رد نگاهش را گرفتم، زنی بدحجاب کنار کیوسک تلفن ایستاده بود. ابراهیم با ناراحتی رویش را برگرداند و با همان ناراحتی گفت: غیرت شوهر، پدر و همسرش کجا رفته است؟

سپس به آسمان رو کرد و با حالی پریشان گفت: خدایا تو خودت شاهد باش که ما حاضر نیستیم چنین صحنه های خلافی را در این مملکت ببینیم، مبادا به خاطر این ها بر ما غضب و بلاهای خودت را برسر ما نازل کنی؟



** شهید ˈسیدمحمد ناصر علویˈ به روایت خواهر 

راه برایش مشخص بود، با منطقی که داشت ساده و صمیمی نوشت: خواهرم راضیه جان، حجابت را بسیار محکم حفظ کن، به بعضی ها نگاه نکن که به پیروی از شیطان، وجودشان را مانند افساری برای او درست می کنند تا شیطان بتواند کارش را انجام دهد و این افسارها را به گردن بعضی ها بیندازد.

فکر نکن در صورتی که حجاب و تفکر درست داشته باشی، مسخره ات می کنند؛ البته آنها شیطان هستند، شما به حضرت زهرا ˈسˈ نگاه کن که چگونه زیست و چگونه خود را حفظ کرد.



** شهید ˈاحمد یزدیˈ به روایت مادر

واقعا انتظار نداشتم، وقتی از دفتر مدرسه مرا خواستند و گفتند، احمد این کار را کرده، داشتم شاخ درمی آوردم، او بچه بدی نبود؛ به مسائل مذهبی علاقه نشان می داد.

با ناراحتی به سراغش رفتم و پرسیدم: چرا کلاس قرآن را برهم زدی؟

گفت: اگر قرار است یک زن با سر برهنه بیاید و قرآن درس بدهد، نیاید بهتر است، این ها دروغ می گویند؛ اهل قرآن نیستند.

منبع: ایرنا




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 17 مرداد 1396 04:07 ق.ظ
Great post.
یکشنبه 15 مرداد 1396 09:14 ق.ظ
Howdy, i read your blog from time to time and i own a similar one and i was just curious if you get a lot of spam remarks?
If so how do you prevent it, any plugin or anything you can suggest?
I get so much lately it's driving me insane so
any assistance is very much appreciated.
چهارشنبه 23 فروردین 1396 09:34 ب.ظ
Thank you a lot for sharing this with all of us you
actually recognize what you are speaking about! Bookmarked.
Kindly additionally consult with my site =). We will have a hyperlink alternate arrangement among us
چهارشنبه 22 خرداد 1392 11:30 ب.ظ
توجـــــــــه! توجـــــــــــــه!
قابل توجه کلیه پسران و دختـران مومن وانقــلابی
سلام!
وبگاه جوان انقلابی ، پاتوق و کمپین پسران و دختران انقلابی با کمک فرزندان حضرت روح الله در سرتاسر کشور در فضای سایبری کشور یه کارایی دارن انجام میدن!! حتما یه سر بزنید.
جدید ترین مطالب این وبگاه :
- عضویت رایگان در سامانه ارسال پیامک انقلابی و حدیث(عضویت محدود)
- ماجـرای تشرف امـام خامنــه ای محضـر مبــارک حضـرت مهــدی عجـل الله تعـالی فـرجه الشـریف
- مـاجرای نـذر ۵۰ هزار تومـانی امـام خمینی برای همسرشـان
- پاسـخ حضـرت مهدی به ۱۰ سـؤال در سـال ۱۳۷۲ | رهبـری آیـت الله خامنــه ای مـورد عنـایت مـا بود +
- - حضـرت مهـدی : ایشـان – سیـّد علی خامنــه ای – از مـا هستنـد
- خـواب آیت‌الله اراکی از زنـده بـودن امـام موسی صــدر
- فرمانده گـردانی که لیسـت ۲۱۰ شهیــد را از امـام زمــان تحـویل گـرفت + لیسـت اسـامی + فیلـم
- - کعبـه هنـوز هم در ۱۳رجـب ترک میخــورد | معجـزه امیـرالمومـنین پس از ۱۴۰۰ سال
- ماجـرای معـاونت اولی مهنـدس مشایی چه بـود؟ + پرسشی از امـام خامنـه ای پیرامـون اطرافیـان احمـدی نژاد
Javanenghelabi.ir
hamase84@yahoo.com
شنبه 19 اسفند 1391 02:51 ب.ظ
مادر شهیدی می گفت: وقتی پسرم را از زیر قرآن رد کردم یک لحظه احساس کردم قلبم افتاد، تا خم شدم، دستم را گرفت و گفت: مگر تو کمتر از زینبی؟ او رفت، اما انگاری من رفتم. او رفت ولی قطره قطره های وجودم را برد. او رفت اما ای کاش من هم رفته بودم، با او و همان زمانی که می دانستم دیگر بر نمی گردد. و اما ای کاش مادر بودی و می فهمیدی که سر بر بالین گذاشتن بدون فرزند یعنی چه؟ ای کاش مادر بودی و می فهمیدی که آخرین وداع یعنی چه؟ ای کاش مادر بودی و می فهمیدی معنای انتظار و بی انتظاری یعنی چه؟ ای کاش! نه، خدا را شکر که مادر نبودی...

سلام با مطالب جدید بروزم تشریف بیارید
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


لوگوی دوستان
امکانات جانبی
صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :