تبلیغات
یا صاحب الزمان ادرکنی... - مطالب تیر 1392
 
یا صاحب الزمان ادرکنی...
اللهم عجل فی فرج مولانا صاحب الزمان
درباره وبلاگ


بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم عجل لولیک الفرج
و العافیة و النصر
و اجعلنا من خیر انصاره و اعوانه
و المستشهدین بین یدیه

اللهم صل علی محمد و آل محمد

مدیر وبلاگ : محمدرضا
نویسندگان
آمار وبلاگ

آنچه در پی می‌آید گزیده‌ای است از اظهارنظرهای شخصیت‌های مختلف دربارة زندگی رهبر انقلاب. كسی كه پیشتر در خصوص سال‌های آغازین زندگی‌اش این چنین تعریف می‌كرد: «پدرم روحانی معروفی بود اما خیلی پارسا و گوشه گیر... زندگی ما به سختی می‌گذشت. من یادم هست شب‌هایی اتفاق می‌افتاد كه در منزل ما شام نبود! مادرم با زحمت برای ما شام تهیه می‌كرد و... آن شام هم نان و كشمش بود.»

حجت‌الاسلام سیدعلی اكبری:

«ما زمانی خدمت ایشان رفتیم و از آقا درخواست نمودیم تا اجازه بفرمایند از داخل منزل‌شان و وضیعت زندگی‌شان فیلم‌برداری كنیم، تا مردم وضیعت زندگی رهبر خود را ببینند و بفهمند كه ایشان چگونه زندگی می‌كنند. آقا فرمودند: اگر شما بخواهید زندگی مرا نشان بدهید می‌ترسم خیلی‌ها باور نكنند.»

سردار سیدرحیم صفوی:

«روزی كه در منزل مقام رهبری، در خدمت ایشان بودم، بحث قدری به طول انجامید و نزدیك مغرب شد. پس از نماز، معظم‌له با مهربانی به من فرمودند: آقا رحیم! شام را مهمان ما باشید. بنده در عین حال كه این را توفیقی می‌دانستم، خدمت‌شان عرض كردم: اسباب زحمت می‌شود. مقام معظم رهبری فرمودند: نه، بمانید؛ هرچه هست با هم می‌خوریم. وقتی‌كه سفره را گشودند و شام را آوردند، دیدم شام چیزی جز املت ساده نیست.»

حجت‌الاسلام و المسلمین محمدی گلپایگانی:

«با اینكه مقام معظم رهبری می‌توانند از همة امكانات مادی بهره‌مند شوند، سطح زندگی خصوصی ایشان از سطح زندگی یك شهروند معمولی پایین‌تر است. معظم‌لَه علاوه بر این كه از یك زندگی معمولی سطح پایین بهره می‌برند، دائماً به مسوولان سفارش می‌كنند:مواظب زندگی خود باشید. اسراف نكنید. آیت‌الله خامنه‌ای معتقدند كه مردم را باید عملاً به ساده‌زیستی دعوت نمود. خودشان در صف مقدم این دعوت هستند. ایشان در مناسبت‌های خاصی كه برنامه خواندن صیغة عقد دارند، قبل از اجرای عقد، حدود یك ربع، عروس و داماد و خانواده‌های آن‌ها را به رعایت صرفه‌جویی دعوت می‌نمایند و می‌فرمایند:خرج‌های گزاف نداشته باشید؛ تشریفات و ریخت و پاش نداشته باشید. خود آقا هم در زندگی خصوصی‌شان، دقیقاً همین طور عمل می‌كنند. معظم‌له نه حقوق از جایی دریافت می‌كنند و نه از وجوهاتی كه از اطراف و اكناف خدمت ایشان می‌آید، برای زندگی شخصی خود استفاده می‌كنند. زندگی ایشان از طریق هدایا و نذوراتی است كه علاقه‌مندان و ارادتمندان معظم لَه تقدیم می‌كنند. فرزندان آقا هم همین طور زندگی می‌كنند و همین سادگی و ساده‌زیستی را دارند.»

دكتر غلام‌علی حداد عادل:

«در اوایل ریاست جمهوری آیت‌الله خامنه‌ای، یك شب دیداری با ایشان داشتم. صحبت به درازا كشید، معظم لَه فرمودند: شام پیش ما بمان. من از این دعوت خوشحال شدم؛ زیرا می‌توانستم مدتی بیش‌تر در خدمت ایشان باشم. آقا فرمودند: من نمی‌دانم شام چی داریم یا اصلاً به اندازه ما دونفر شام هست یا نه؟ به هر حال، هرچه باشد با هم می‌خوریم. از همان دفتر كار به منزل تلفن زدند و با خانواده صحبت كردند و گفتند: خانم، شام چی داریم؟ فلانی پیش ماست و من گفته‌ام كه هر چه باشد با هم می‌خوریم. از جواب‌های آیت‌الله خامنه‌ای، احساس كردم كه در منزل به اندازه یك نفر شام كنار گذاشته‌اند. آقا فرمودند: عیبی نداره! هر چه هست برای ما بفرستید، قدری هم پنیر و ماست همراهش كنید. پس از گذشت حدود یك ربع، یك بشقاب برنج ساده با یك كاسه كوچك خورشت معمولی خیلی متوسط و مختصر آوردند. قدری هم شاید نان و پنیر و ماست همراه آن بود. آن‌ها را نصف كردیم و با هم خوردیم. من در دلم و بعدها به زبانم، هزار مرتبه خداوند را به سبب نعمت انقلاب اسلامی شكر كردم كه چنین تحولی در كشور ایجاد كرد. در دستگاه طاغوت ـ در قبل از انقلاب ـ چه جاه و جلال و تجمل و اسراف و تبذیری وجود داشت و امروز رییس‌جمهور چه ساده زندگی می‌كند.

زندگی آیت‌الله خامنه‌ای هنوز هم همین‌طور است. روش ایشان در زندگی عوض نشده است. اگر معظم‌له مردم را به صرفه‌جویی دعوت می‌كنند، خودشان قبل از مردم به صرفه‌جویی عمل می‌نمایند.»

آیت‌الله مصباح یزدی:

«مصرف گوشت خانة آیت‌الله خامنه‌ای در زمان ریاست‌جمهوری تنها از طریق كوپن بود. ایشان در آن زمان به من فرمودند: من تاكنون غیر از همان گوشت كوپنی كه به همه مردم داده می‌شود گوشت دیگری از بازار نخریده‌ام. امروز هم زندگی ایشان مثل زندگی مردم محروم و مستضعف است.»

سردار شهید نورعلی شوشتری:

«مقداری زیلو در خانه مقام معظم رهبری بود. آن‌ها را جمع كردیم و فروختیم و یك مقدار هم پول از مال شخصی خودم روی آن‌ها گذاشتم. تا به جای آن زیلوها، برای منزل آقا فرشی تهیه كنیم. وقتی زیلوها را عوض كردیم و فرش‌ها را پهن نمودیم، آقا تشریف آوردند و فرمودند: این‌ها دیگر چیست؟ گفتم: زیلوها را عوض كردیم. فرمودند: اشتباه كردید كه عوض نمودید. بروید همان زیلوها را بیاورید. اصرار را بی‌فایده دیدم و با هزار مكافات رفتم و زیلوها را پیدا كردم و توی خانه انداختم. زیلوهایی كه واقعاً به آن‌ها نگاه می‌كردی، می‌دیدی كه نخ‌شان در آمده و ساییده شده‌اند.»

آیت‌الله سیدمحمودهاشمی شاهرودی:

«زندگی شخصی آقا از سادگی و سلامت خاصی برخوردار است. این سادگی به زندگی نزدیكان ایشان نیز سرایت كرده است. آقا و فرزندانش اهل تجملات نیستند. همین اعتقاد آنان را از سوءاستفاده از مقام و موقعیت بازداشته است. من این سادگی را در منزل ایشان به تماشا نشستم. روزی معظم‌له مرا به كتابخانه خود دعوت كردند، من در آنجا یك میز ساده و قدیمی دیدم. در كنار میز نیز یك صندلی كهنه بود. آن میز و صندلی مربوط به قبل از انقلاب بود. مقام معظم رهبری در كتابخانة سادة خود هنوز از همان میز و صندلی استفاده می‌كنند.»

سید علی‌اكبر طاهایی:

«من در آن زمان نمایندة مجلس شورای اسلامی بودم. همسرم یكی از بچه‌ها را نزد پزشك برد و در مطب دكتر، همسر مقام معظم رهبری را ملاقات كرد. ایشان نیز یكی از فرزندان خود را برای مداوا به آنجا آورده بودند. كسی نمی‌دانست كه ایشان كیست! چون نوبت به همسر آقا رسید؛ به اتاق پزشك مراجعه كردند. دكتر پس از معالجه فرزند مقام معظم رهبری گفت: برای مداوای فرزندتان روزی یك لیوان لعاب برنج به او بدهید. همسر مقام معظم رهبری گفت: ما چنین امكاناتی را نداریم. پزشك كه ایشان را نمی‌شناخت عصبانی شد و گفت: مگر امكان دارد در خانه‌ای برنج نباشد؟ همسر مقام‌معظم‌رهبری فرمود: آقای ما اجازه نمی‌دهد كه در خانه، غیر از برنج كوپنی استفاده كنیم و آن هم كفاف خوراك ما را بیش از یك‌بار در هفته نمی‌دهد.»

حجت‌‌الاسلام مسیح مهاجری:

در زمان ریاست جمهوری حضرت آقا، روزی در دفتر كارشان بودند كه تلفن زنگ می‌زند، مادر ایشان پشت خط بوده‌اند، وقتی حضرت آقا گوشی را برمی‌دارند، با خندة مادرشان روبه‌رو می‌شوند. علت را كه جویا می‌شوند، مادرشان می‌گوید: چند روزی است در خانه هیچ نداریم، پدرت هم پولی ندارد خنده ایشان برای پول و غذا نداشتنِ پدر و مادر یك رئیس‌جمهور بود.

حجت‌الاسلام والمسلمین سیدعلی‌اصغر باقی‌زاده:

«زمانی كه مقام معظم رهبری در ایرانشهر تبعید بودند، در ساختمانی كه یك اتاق و یك آشپزخانه داشت زندگی می‌كردند. همین مكان كوچك هر روز پذیرای تعداد زیادی از مهمانانی بود كه از راه‌های دور و نزدیك به آن جا می‌آمدند. من هم توفیق داشتم كه در آن روزها به دیدن ایشان بروم. چون به ایرانشهر رفتم و آقا را زیارت كردم، دیدم كه تك و تنهایند و كسی كمك كار ایشان نیست. تصمیم گرفتم چند روز در آنجا بمانم و به معظم‌له كمك كنم. در تمام روزهایی كه من در محضر آقا بودم، غذای ایشان و مهمان‌ها سیب‌زمینی، نیمرو و تخم مرغ آب‌پز بود.»

حجت‌الاسلام راشد یزدی:

من از افتخاراتم این است كه هشت ماه در جایی كه آقا تبعید بودند، به آنجا تبعید شدم. در آنجا ایشان به من درس می‌داد. یك‌بار به اتفاق ایشان مشغول بحث بودیم كه دو نفر عالم در زدند و خواستند وارد شوند. قرار شد به مدت بیست دقیقه، آقا این بحث را تمام كند و بعد با آن بزرگوران سخن بگوید. در این مدت آن دو بزرگوار مبهوت استدلالات ایشان شدند و بعد چندین مرتبه تقدیر كردند.

آن‌موقع، برای ایشان هدیه می‌آوردند و آقا نمی‌پذیرفتند. یك‌بار به ایشان گفتم با این نپذیرفتن‌ها باعث می‌شوید كه ما هم به خاطر شما بسوزیم.

در قبل از تبعید این‌گونه بودند، الان هم همین گونه‌اند. ایشان از سهم امام، خمس و ... استفاده نمی‌كنند. تمام ما‌یملك این مرد یك خانه گلی در مشهد بود و بعد آن را فروخت و با كمی قرض خانه‌ای در خیابان ایران خرید. پاسدارانی كه خانه ندارند، برای مدتی در آن زندگی می‌كنند.

یك‌بار به ایشان گفتم نرفته‌اید دیدن خانواده شهدا؟ ایشان گفتند: «چند وقت پیش دیدن یكی از خانواده‌های شهدا در شهرری رفتم. پدر شهید بعد از خوش‌آمدگویی به من گفت: خواهشی دارم كه نباید نه بگویید. گفتم: هر كاری از دستم برآید انجام می‌دهم. گفت: من دو پسر دارم كه آن‌ها خانه ندارند، كاری كنید كه آن‌ها صاحب خانه شوند.

گفتم: من چهار تا پسر دارم، هر چهارتای آن‌ها در خانه‌ای اجاره‌ای زندگی می‌كنند. بعد كه از خانه‌شان بیرون آمدم، گفتم پرس‌وجو كنند كه آیا می‌توانند كرایه و اجاره بدهند، كه به من خبر دادند آن‌ها سوپرماركت دارند و می‌توانند اجاره دهند.»

تمام چیزهایی كه به مقام معظم رهبری هدیه داده‌اند، ایشان به موزه حضرت رضا(ع) تقدیم كرده‌اند. هیچ چیزی برای خودشان نگه‌نمی‌دارند.

چندی قبل به همراه یكی از فرزندان آقا به مراسمی در كیش دعوت شدیم. در برگشت چند دست سرویس كامل ظروف به ما هدیه دادند. بعد از چند روز وقتی به دیدن آقا رفتم ایشان در مورد هدیه گفتند: «نه به درد ما می‌خورد نه به درد مهمان‌های ما» و بعد قرار شد آن را بفروشند و پولش را به فقیران بدهند.

یك‌بار در مراسمی چند خانواده، به محضر رهبری آمده بودند و با ایشان دیدار داشتند و ما هم حضور داشتیم. حاج ناصر، چایی برای مهمانان آورد. به من كه رسید، گفتم قند برایم ضرر دارد، اگر امكان دارد خرما بیاور. او در نعلبكی خرما گذاشت و برایم آورد. وقتی خرما را به پسر آقا تعارف كردم، پسر حضرت آقا گفتند: من خرما نمی‌خورم؛ خرما برای مهمان آقا است. معلوم نیست جایز باشد من هم از آن‌ها بخورم.

یك‌بار خانم آقا به كربلا رفته بود، دختران من وقتی به حضور ایشان رسیدند، خانم آقا گفته بود: من از سیزده سالگی خرج سفر كربلا را كنار گذاشتم تا اینكه حالا توانستم یك‌بار كربلا بروم.

آقای رفیق‌دوست در كنار مصلی یك عمارتی به‌عنوان مقر رهبری ساخت، آقا از آنجا بازدید كردند، ولی نرفتند.

یكی از آن‌ها به من گفت: به آقا بگو هوای آنجا بهتره و چند دلیل دیگر. وقتی من به حضرت آقا گفتم، آقا فرمود: من یازده سال است اینجا هستم و در این مدت اصلاً احساس هوای بد نكردم، من با بقیة مردم هیچ تفاوتی ندارم. من هم مثل بقیه.

حجت الاسلام مروی:

ما قبل از انقلاب به منزل ایشان رفت و آمد داشتیم، منزل آقا پاتوق بسیاری از طلاب و دانشجویان بود و ما هم زیاد آنجا می‌رفتیم، من می‌توانم شهادت بدهم منزل ایشان هیچ تفاوتی با قبل از انقلاب نكرده است.

خود آقا تعریف می‌كردند كه خانوادة ما یك‌وقت رفته بودند منزل برخی از مسئولین دیده بودند دور تا دور اتاق پشتی قالیچه‌ای گذاشته‌اند و بعد می‌فرمودند واقعاً چه لزومی دارد كه خانه پشتی قالیچه‌ای داشته باشد، آیا نمی‌شود با پشتی معمولی زندگی كرد.

سیزده یا چهارده سال قبل یكی از مسئولین كه می‌خواست آپارتمانی به قیمت 20 میلیون تومان در تهران بخرد و نامه‌ای به من داد كه به دست رهبری برسانم، نامه را كه به آقا دادم نگاهی كردند و گفتند واقعاً نمی‌شود این خانه را ارزان‌تر بخرد، اصلاً چه لزومی دارد منزل بیست میلیون تومانی بگیرد، بعد به من گفتند «می‌ترسم در حكومت و جامعه ما طبقه جدیدی از مرفهین ایجاد شود كه به بیت‌المال هم دست‌اندازی كنند».

خود آقا می‌گفتند ما در كل خانه تنها یك فرش دستباف داریم كه جهیزیة همسرم بوده كه نگه داشته‌ایم و بقیة خانه موكت است.

قبل‌تر دفتر كار رهبری بالا بود و منزل‌شان طبقة پایین، ایشان تعریف می‌كردند «گاهی من ظهر‌ها پایین می‌رفتم تا یك یا دو ساعتی پیش خانواده باشم و كار را هم انجام دهم. به خاطر كمردردی كه دارم گفتم یك مبل دو نفره خریدند و آن را بردند منزل. شب كه رفتم خانه دیدم خانواده مبل را دم در گذاشته‌اند. گفتم برای چی این را گذاشتید دم در خانمم گفت كه آقا زندگی ما تا حالا طلبگی بوده، این هم به زندگی ما نمی‌خورد. توضیح دادم كه این مبل برای كار است كه وقتی خانه هستم بتوانم هم كنار شما باشم هم بتوانم به كارها برسم كه با كلی اصرار خانواده پذیرفتند، ولی گفتند فقط همین یكی را تحمل می‌كنیم نه بیشتر».

خانواده ما تعریف می‌كردند در مهمانی‌هایی كه گاهی خانواده آقا هم حضور دارند خانواده رهبری ساده‌ترین لباس‌ها را به تن دارند و ساده‌ترین لباس را همسر آقا می‌پوشند، خود حضرت آقا هم همواره ساده‌ترین لباس‌ها را به تن می‌كنند و سعی می‌كنند لباس‌ها با كمترین قیمت تهیه شود.

آیت‌الله خامنه‌ای به برخی مسئولین تأكید می‌كردند كه هدایایی كه از خارجی‌ها می‌گیرید و گران‌قیمت است مال بیت‌المال است نه مال خودتان؛ برای مثال به یكی از معاونین وزرا یك بنز گران قیمت هدیه داده شده بود كه آقا گفته بود این‌ها در برابر هدایایی است كه از بیت‌المال می‌برید، پس مال بیت‌المال است، هدایایی را هم كه به خودشان داده می‌شود یا به آستان قدس می‌دهند یا پخش می‌كنند.

یك‌بار یكی از سران عرب چهار یا پنج عبای گران‌قیمت به آقا داده بود و آقا عباها را به من دادند و گفتند این را ببر قم بفروش از پولش چهارده و یا پانزده عبا بخر بده به طلاب.

چند سال قبل شب عید فطر دفتر بودیم برای استهلال و كار‌های آن، نماز را به امامت ایشان خواندیم. بعد از نماز گفتند افطار را برویم منزل ما و ما تعارف كردیم كه نه، اگرچه تمایل داشتیم كه برویم. ایشان اصرار كردند كه نه، بیایید منزل ما. ما هم رفتیم، سر سفره چای بود و نان و پنیر و ظرفی حلوا، ما با این غذا‌ها خودمان را سیر نكردیم كه برای غذای اصلی جا داشته باشیم، به اشاره از خادم آقا كه پیرمردی است پرسیدیم خبری هست، گفت: نه، همین غذاست.

وقتی آقا رفتند این خادم گفت خانواده آقا رفته‌اند مشهد و برای خانه یك ظرف بزرگ حلوا درست كرده‌اند. افطار همین را هر شب می‌خوریم، دربارة سحری پرسیدیم، گفت «هر شب من یك آبگوشتی برای سحر بار می‌گذارم و سحر با آقا می‌خوریم.»

مسئول حوزه هنری سازمان تبلیغات، یك‌بار تعریف می‌كرد حدود بیست تا سی جلد كتاب از مجموعه‌هایی را كه جدید منتشر شده برای آقا فرستاده است و ایشان بعد از چند ماه كتاب‌ها را در حالی‌كه برای همة آن‌ها حاشیه نوشته بودند، پس فرستادند.


منبع: http://www.emtedadmags.com





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
ماه رمضان، باید برنامه معنوی 24ساعته داشت
سریال ها باشد برای کسانی که فقط به این وسیله سبک زندگی شان در ماه مبارک تغییر می کند
گرسنگی آدم را زیبا می کند مثل آیت الله بهجت

به گزارش صابرنیوز، حجت الاسلام والمسلمین پناهیان، در آخرین جلسه هیئت شهدای گمنام قبل از ماه مبارک رمضان، درباره ماه مبارک رمضان و سبک زندگی در این ماه و فضائل و برکات ماه مهمانی خداوند، نکاتی ذکر فرمودند که به طور خلاصه در ادامه می آید:


-- برخی چیزها مانند سریال های ماه رمضان، برای کسانی خوب است که فقط به این وسیله سبک زندگی شان در ماه مبارک تغییر می کند. سریال به چه درد شما می خورد؟ ماه رمضان حیف است وقت برای سریال بگذاریم. من هیچ وقت به دوستان صداوسیما نمی گویم سریال پخش نکنید، برخی جز از طریق سریال روزی شان را دریافت نمی کنند، آن ها مثل شما نیستند که در مجالس معنوی شرکت کنند و بهره ببرند، از خواندن قرآن لذت ببرند و ...

-- ما باید تخیلات چه کسی را مصرف کنیم؟ کلام خدا را کنار بگذاریم و تخیلات یکی مثل خودم را مصرف کنم؟ نمی گویم زندگی را یک وقت به خانواده تنگ کنید و تلویزیون را خاموش کنید، بعضی برنامه های تلویزیون شاید مفید باشد اما باور کنید اگر 24ساعته برنامه معرفتی برای خودتان بریزید، فرصت کم می آورید و حتی فرصت نمی کنید واجب ترین برنامه های تلویزیون که اخبار است را نگاه کنید!

-- تلویزیون حد وسطی از جامعه را پوشش داده است. ماهواره ای های حرفه ای از آن طرف جذب تلویزون نمی شوند، از این طرف هم باید کسانی باشند که به خاطر هیئت و مسجد و مجالس معنوی جذب تلویزون نشوند.

-- پای تلویزوین که نمی شود روضه رفت، باید رفت هیئت، باید در جمع هزاران نفری افراد نورانی که به خاطر خدا یک جا جمع شده اند حاضر شد. در بیابان تنها هم بروید مناجات کنید، حال خوشی هم داشته باشید، نور نیست، نیت های نورانی به این افراد نور بخشیده است. حالا که شب های ماه رمضان می شود غرق نور شد، آیا بنشینیم پای تلویزیون؟

-- سریال را می گذاریم برای بعد که خواستیم سرگرم شویم. ماه رمضان باید کار کرد. اگر حال دعا نداشتیم،  می نشینیم در جلسه دعا فکر می کنیم، زور نمی زنیم گریه کنیم، می گویند اگر حال داشتی به جلسه دعا برو، نه خیر! اگر حال داشتیم گریه می کنیم، نداشتیم می نیشینیم فکر می کنیم.

-- جلسه موفق دعا با جلسه موفق روضه فرق می کند. در جلسه روضه گریه می کنند، ضجه می زنند، ولی جلسه دعا و قرآن آن طور نیست. ما جلسات قرآن درست و حسابی هم به اندازه کافی نداریم.

-- پیامبر گرامی اسلام آمده بودند و بین جوانان انصار ایستاده بودند، به آن ها فرمودند من آیات آخر سوره زمر را می خوانم هرکدام از شما گریه کرد، به او قول بهشت می دهم. قبول کردند و رسول خدا ایات را خواند و همه گریه کردند جز یک نفر. آن یک نفر گفت یا رسول الله گریه ام نمی آید. حضرت فرمودند دوباره می خوانم اگر گریه ات نیامد خودت را به گریه بزن و حس گریه بگیر. آن جوان بعد از آنکه دوباره آیات خوانده شد، گفت یا رسول الله گریه نکردم اما خودم را به گریه زدم و تباکی کردم. حضرت فرمود بهشت بر تو هم واجب شد.

-- مردم بنا ندارند در جلسات قرآن گریه کنند. امیدوارم بتوانیم در ماه رمضان جلسات قرآنی تشکیل بدهیم که یک نفر قاری بیاید و قرآن بخواند و مردم گریه کنند.

-- در زمان جنگ جلساتی در تهران جمعه شب ها داشتیم که خیلی از افراد آن شهید شدند. در آن جلسه ما حرف هایی زده بودیم که بچه ها می آمدند پای رحل قرآن تا گریه کنند. «سید علی اکبر»ی در آن جلسات بود که من را خیلی دوست داشت و در وصیت نامه اش اسم مرا آورده بود و به بقیه سفارش مرا کرده بود. یک بار دم در هیئت او را دیدم و از جبهه هم آمده بود و به علت علاقه زیاد فی مابین می خواستم با او خوش و بشی کنم که گفت ببخشید و رفتیم در جلسه ای 20 نفر پای رحل نشسته بودند و خودشان قرآن می خواندند. او می دانست که وقتی آدم قرآن را می شنود، ایمانش اضافه می شود و می تواند با آن اشک بریزد. ایشان اولین گریه کن پای رحل قرآن بود. بعد از شهادتش این ویژگی خود را داد به شهیدی به اسم «سید مصطفی» و همینطور این ویژگی به ارث می رسید. ما عادتمان شده بود و وقتی می دیدیم کسی گریه می کند می گفتیم ای بابا! این هم می خواهد شهید بشود!؟

-- در برخی مجالس می بینیم افرادی که حاضر شده اند از خیلی چیزها و از سریال ها و ... بگذرند و بیایند هیئت، به خاطر پری معده بخار از سرشان بلند می شود! بدترین چیز برای عبادت پری معده است. می شود کم کم و در فواصل غذا خورد. غذای زیاد و پرحجم خوردن هم چیزی به بدن نمی رساند.

-- گرسنگی آدم را زیبا می کند. آیت الله بهجت(ره) ببینید چقدر زیباست؟ اکثرا چیزی نمی خوردند. از آقازاده شان پرسیدم و گفتند اکثرا ایشان روزی یکی دو بار یک ذره نان در چای می زندند و می خوردند. می گفت هفته آخر تقریبا آیت الله بهجت چیزی نخوردند. در روایات هست که اگر می دانستی مرگت چه زمانی است سعی کن خدا را گرسنه ملاقات کنی. ما که مثل آقای بهجت نمی شویم، اما حالا که می خواهیم برویم جلسه قرآن، هیئت، مجلس معنوی و ... رعایت کنیم.

-- اگر رعایت کنیم، وقتی به دهه اخر می رسیم می شود دهه اعتکاف که پیامبر در این شب ها حتی به خانه هم نمی رفتند! باید بیست شب تلاش کنیم تا دهه آخر به اوج برسیم. متأسفانه دهه آخر جمعیت جلسات کم می شود. معلوم می شود سیم وصل نشده است. اگر سیم وصل شده بود بعد از شب قدر را رها نمی کردیم. کاش جلساتی بود که 20 شب اول تا سحر طول نمی کشید اما دهه آخر تا سحر ادامه پیدا می کرد. می شود با تغییر برنامه زندگی مثلاً با خوابیدن بعدازظهر و ... در این جلسات هم شرکت کرد.

-- ائمه هدی (علیهم السلام) همگی از امیر مؤمنان علی (ع) نقل کردند که قبل از ماه رمضان بود که پیامبر برای ما خطبه خواند که "ای مردم، همانا ماه خدا به سوی شما آمده است و شما را در برگرفته است، با برکت و رحمت و مغفرت."

-- در مناجات شعبانیه که از خدا می خواستیم به ما نگاه کند، حالا با روی آوردن ماه رمضان این اتفاق افتاده. هرکدام از موضوعات برکت و رحمت و مغفرت یک دهه به خود اختصاص می دهند. برای چه در ماه رمضان برکت می آید؟ باز خود حضرت توضیح می دهند که "یک لحظه اش را از دست ندهید، کارهای مهمی که می خواهید برکت کند را جمع کنید در ماه رمضان. کار بی خود در ماه رمضان انجام ندهید و یک لحظه اش را از دست ندهید." یکی از کارهای مهم در ماه رمضان اغتنام فرصت است. هرکاری بکنید اثرش چند برابر می شود.

-- ماه رمضان ماه رحمت است. در این ماه خداوند خیلی با رأفت و رحمت با بندگان خود رفتار می کند، از آن بهره برداری کن. رحمت پروردگار خیلی به درد مناجات می خورد.

-- و ماه مغفرت است. واقعاً خدا می بخشد. این مغفرت کم نیست، خیلی می تواند پاک کند، آن را نباید دست کم گرفت. پیغمبر اکرم با اصحابش که گفتگو می کرد، 25 مرتبه استغفار می کرد. در جلسه مناجات نشستید استغفار کنید، 24 ساعت استغفار کنیم کم می آوریم.

-- "این ماه بهترین ماه ها نزد خداست و روزهای او برترین روزها و شب هایش بهترین شب هاست و لحظه هایش بهترین لحظه هاست." اینکه پیامبر روز و شب و لحظه های این ماه را جدا جدا هم ذکر می کنند نشان از بزرگی بسیار این ماه دارد.

-- "این شهری است که در آن به مهمانی خدا دعوت می شوید" پیامبر تا حالا می فرمودند که این ماه به شما روی آورده، حالا شما را دعوت کرده، دعوت به ضیافت الهی، معلوم می شود که رحمت و برکت و غفرت برای همه است، بعد از آن یک دعوت هم دارد، در ضیافت چه چیزی غیر از رحمت و برکت و مغفرت می دهند؟ نمی دانم!

-- "در این ماه از اهل کرامت الهی قرار داده شدید" خدا احترام ویژه ای به بندگان خدا می گذارد. خدا شاهد است اگر ما شعور ویژه ای نسبت به این پیدا کنیم که خدا در این ماه احترام ما را حفظ می کند، ما عوض می شویم.

-- یک نفر می گفت که من یک بار رفتم خدمت مقام معظم رهبری، ایشان دو بار به احترام من بلند شد، می گفت من نمی دانم چرا آقا آنقدر احترام به من گذاشت، می گفت از آن به بعد خودم را آدم حساب کردم و سعی کردم آدم باشم! حالا امام زمان جلوی تو بلند شود و احترام بگذارد... مشکل ما این است که باور نمی کنیم... پیامبر اکرم دارد با باور این حرف ها را به ما می زند...

-- "نفس های شما در این ماه تسبیح است و خواب شما در این ماه عبادت است" چه کسی وقتی از خواب بیدار می شود، غرق محبت خدا می شود و سجده شکر به خاطر این عبادت به جا می آورد؟ "و اعمالتان در این ماه مقبول است" روضه این عبارت چیست؟ کنار گودی قتلگاه زینب(س) امد و صدا زد "خدا این قربانی را از ما قبول کن"، قبولی عمل خیلی مسأله مهمی است.

-- "دعایتان در این ماه مستجاب است" مراقب باشیم چه دعایی می کنیم؟ "از خدا بخواهید با نیت های صادق و دل های صاف که موفق بدارد شما را به روزه آن و تلاوت کتابش که شقی و بدبخت کسی است که محروم بشوداز غفران خدا در چنین ماه با عظمتی" شقی کسی است که علی بن ابیطالب(ع) را شهید کرد، جنس آدم های شقی این است.

-- "با تشنگی و گرسنگی خود در ماه رمضان از تشنگی و گرسنگی قیامت یاد کنید" خدا نکند این شاخص باشد، خدا کند توصیه باشد. اگر شاخص باشد که فاجعه است! شاخص یعنی چه؟ اگر توصیه است که انشاءالله سعی خودمان را می کنیم، اما ما تا به حال به یاد گرسنگی و تشنگی روز قیامت نیفتاده ایم که بدن مان بلرزد! گرسنگی قیامت خودش یک عذاب است که آدم باید برایش گریه کند!

-- "صدقه بدهید به فقرا و مساکین خودتان و بزرگانتان را بزگ بدارید و به کوچک ترهای خود رحم کنیم و صله رحم به جا بیاورید" سبک زندگی در ماه رمضان تغییر می کند، این ها توصیه های رسول خداست که عالم برای وجود مقدس او آفریده شده است. "زبان خود را حفظ کنید" حتما در ماه رمضان جور دیگر حرف بزنید تا همه این تفاوت را بفهمند. "چشم هایتان را از چیزهایی که حرام است به آن نگاه کنید ببندید و گوشتان را از چیزهایی که حرام است ببندید و به یتیمان مردم ترحم کنید تا به یتمانتان رحم کنند و از گناهانتان توبه کنید و دستانتان را به هنگام نماز به دعا بلند کنید" در بعضی مسجدها می بینیم که دعا می خوانند ولی دستشان را بالا نمی برند، پیغمبر این موضوع را فرمودند؛ این حداقل به صورت خاص از آداب ماه مبارک رمضان است.

-- "پس این ساعات بهترین لحظات است که خدا با رحمت به بندگانش نگاه می کند که خدا جواب آنکه با او مناجات می کند را می دهد و پاسخ می دهد به کسی که او را می خواند" در مناجات شعبانیه داشتیم که خدایا وقتی با تو مناجات می کنم جواب مرا بده، حالا این عبارات جواب مناجات شعبانیه است. خوش به حال آن هایی که یک ماه در خانه خدا را می زنند که خدایا جواب ما را بده و بعد ماه رمضان جوابشان را می گیرند! برای بعضی ماه رمضان تازه آغاز کار است. آن کسی که ماه رمضان اجر وی است در اوج رحمت خداست اما ما تازه در آغاز آشنایی با خداییم، چقدر فرق می کند؟

-- "در این ماه به بندگان داده می شود آنگاه که بخواهند و اجابت می شوند آنگاه که دعا کنند... با استغفار بار خود را کم کنید و با طول سجده پشت خودتان را حالی کنید و بدانید که خدا قسم خورده که نمازخوان ها و سجده کنندگان را عذاب نمی کند..."

-- "در این ماه اگر یک نفر را افطار دهید مثل این است که برده ای را آزاد کرده اید" فردی گفت من نمی توانم افطاری بدهم، پامبر فرمود از عذاب خود را نجات بده ولو به ظرفی آب. این ها همه جدی است!

-- "ای مردم! کسی که اخلاقش را در این ماه بهتر کند جواز عبور از صراط به او داده می شود" طوری بشود که بی دین ها هم از ماه رمضان به علت خوب شدن اخلاق روزه داران خوششان بیاید.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
حجت الاسلام دانشمند: اگر من از مظلومیـت رهبر بگـویم شـاید دلتان خـون بشـود، خیلی مظلـومند ایشان.
این موضوع را من با یک واسطه می گویم. با یکی از محافظ های آقا در حرم امام رضا روبروی ضریح، دو به دو با هم بودیم. گفتم از آقا چه خبر؟
میگفت ما روزهای دوشنبه، ( این را میگفت و گریه میکرد ) می رویم سرکشی میکنیم به خانواده شهدا. آقا می فرمودند به خانواده شهدا نگویید که ما می آییم که به زحمت نیافتند.
یک ربع قبل آقا در ماشین هستند ما درب میزنیم و میگـوییم آقا می خواهنـد تشـریف بیاورنـد منـزل و یک سـلام و علیکی با مادر و پدر شهید نمایند.
یکبار رفتیم درب خـانه دو شهـید، من خـودم رفتـم دیدم درب باز اسـت و آب و جارو کـرده اند. درب زدم، مادر شهید آمدند دم درب و گفتند: آقا کو؟
گفتم: کدام آقا؟
گفت: مقام معظم رهبری کجاست؟
گفتم: شما از کجا می دانید؟
شروع کرد به گریه کردن، گفت دیشب خواب بچـه هام را دیدم، بچه ها آمدنـد گفتند خوش به حالت، فردا سیـد علی می خواهد بیـاید خانه تان.
به اینجا که رسید، مقام معظم رهبری هم رسیدند به درب خانه.
بعد مادر شهید گفت من خواب دیدم که امام هم تشریف آوردند و گفتند فردا آقا سید علی آقا می خواهند بیایند، ما هم تبریک می گوییم. و یک مطلبی هم امام فرمودند و پیغام دادند که من به شما بگویم.
مقام معظم رهبری فرمودند چه پیغامی؟
مادر شهید گفتند: امام فرمودنـد سلام ما را به آقا سیـد علی آقـا برسانید و به ایشان بگویید اینقدر از خدا طلب مرگ نکن! فرج نزدیک است ان شاءالله.
آقا خیلی گریه کـرد.
حجت الاسلام دانشمند: مظلوم است آقا. یک کاری نکنیم که اگر گره ای نمی توانیم باز کنیم، لااقل گـره بر گـره نیاندازیم.این واقعـاً ظلم اسـت، خدا نمی بخشـد.
در این دنیا مرکز شیعه فقط ایران است. افغانستان، پاکستان، مصر، عربستان و عراق را ببینید. در ممالک اسلامی کجا شیعه همه کاره است، ایران مرکز شیعه است، دل امام زمان به شما بسته شده و امید امام به شماست.
خدایا رهبر مظلوم و با کرامت انقلاب را بحق امام زمان محـافظت بفـرمـا.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 5 تیر 1392 :: نویسنده : محمدرضا
یک هفته بود کارتهای عروسی روی میز بودند
 
هنوز تصمیم نگرفته بود چه کسانی را دعوت کند
 
لیست مهمانها و کارهای عروسی ذهنش را پر کرده بود...
 
برای عروس مهم بود كه چه كسانی حتما در عروسی اش باشند
 
از اینكه داییش سفر بود و به عروسی نمی رسید دلخور بود
 
کاش می آمد ...
 
خیلی از كارت ها مخصوص بودند. مثلا فلان دوست و فلان رئیس ...
 
خودش کارتها را می برد با همسرش! سفارش هم میكرد كه حتما بیایند
 
اگر نیایید دلخور میشوم
 
دلش می خواست عروسی اش بهترین باشد. همه باشند و خوش بگذرانند
 
تدارک هم دیده بود
 
آهنگ و ارکست هم حتما باید باشند، خوش نمی گذرد بدون آنها!!!؟
  
بهترین تالار شهر را آذین بسته ام
 
چند تا از دوستانم که خوب میرقصند حتما باید باشند تا مجلس گرم شود
 
آخر شوخی نبود که. شب عروسی بود
 
همان شبی که هزار شب نمیشود
 
همان شبی که همه به هم محرمند
 
همان شبی که وقتی عروس بله میگوید به تمام مردان شهر محرم میشود
 
این را از فیلم هایی که در فضای سبز داخل شهر میگیرند فهمیدم
 
همان شبی که فراموش میشود عالم محضر خداست
 
آهان یادم آمد. این تالار محضر خدا نیست تا می توانید معصیت کنید
 
همان شبی که داماد هم آرایش میکند. همه و همه آمدند حتی دایی و
 
اما ..................... کاش امام زمانمان "عج" بود
 
حق پدری دارد بر ما...
  
مگر می شود او نباشد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
  
عروس برایش كارت دعوت نفرستاده بود، اما آقا آمده بود.
 
به تالار كه رسید سر در تالار نوشته بودند: 
 
 
(ورود امام زمان"عج" اكیدا ممنوع!)
 
 
دورترها ایستاد و گفت: دخترم عروسیت مبارک! 

ولی ای كاش كاری میكردی تا من هم می توانستم بیایم...
 
مگر میشود شب عروسی دختر، پدر نیاید
 
(آخه امامان پدر معنوی ما هستن)
 
دخترم من آمدم اما ...
 
گوشه ای نشست و دست به دعا برداشت
 
و برای خوشبختی دختر دعا کرد


منبع: geyam.blogfa.com




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 5 تیر 1392 :: نویسنده : محمدرضا

کلیپ تصویری قرائت خطبه عقد زوج جوان توسط مقام معظم رهبری

کلیپ تصویری قرائت خطبه عقد زوج جوان توسط مقام معظم رهبری



کلیپ صوتی از امام خامنه ای پیرامون ازدواج - اصل قضیه محبت است





نوع مطلب : کلیپ تصویری و صوتی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
غرب با توجه به نتایج انتخابات، از فشارها خواهدکاست؟
آسوشیتدپرس: باید تحریم ها علیه ایران را افزایش داد تا امتیازات واقعی بگیریم
رئیس اندیشکده مطالعات خاور نزدیک آمریکا:
برای غرب امتیازهایی که روحانی می دهد مهم است نه خود او

آمریکا و کشورهای غربی اصرار دارند که ایران جهت گیری خود را در سیاست های کلان تغییر دهند، این گزاره ایست که برخی معتقدند با تحقق آن، رویکرد غرب در مواجهه با ایران نیز تغییر خواهد کرد و مانع تراشیهای این سالها پایان خواهد پذیرفت. رویکردی که به گمان برخی با اتکا به نتایج انتخابات اخیر ایران می توان آنرا عملیاتی کرد.

به گزارش رجانیوز، در همین راستا، باراک اوباما رئیس جمهور آمریکا در گفتگویی با اشاره به انتخابات ایران مدعی شد: در داخل ایران عطشی برای تعامل مثبت‌تری با جامعه جهانی وجود دارد.فکر می‌کنم که این احتمال هست که ایران تصمیم بگیرند تا پیشنهاد ما برای تعاملی اساسی و با محتوا را بپذیرند.

اما آیا این همه ماجرا و راهکار پایان یافتن فشارها علیه ایران است؟ رصد تحلیل رسانه های غریبی هلاف این را اثبات میکند و از 



ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
این، آینده‌ى قطعى شماست
ملت ایران به فضل پروردگار، با هدایت الهى، با كمكهاى معنوى غیبى و با ادعیه‌ى زاكیه و هدایتهاى معنوى ولى‌الله‌الاعظم ارواحنافداه خواهد توانست تمدن اسلامى را بار دیگر در عالم سربلند كند و كاخ با عظمت تمدن اسلامى را برافراشته نماید. این، آینده‌ى قطعى شماست. جوانان، خودشان را براى این حركت عظیم آماده كنند. نیروهاى مؤمن و مخلص، این را هدف قرار دهند.
دیدار ایثارگران 29/05/1376 

قبل از فرج، آسایش و راحت‌طلبى و عافیت نیست!
قبل از دوران مهدى موعود، آسایش و راحت‌طلبى و عافیت نیست. ...قبل از ظهور مهدى موعود، در میدانهاى مجاهدت، انسانهاى پاك امتحان مى‌شوند؛ در كوره‌هاى آزمایش وارد مى‌شوند و سربلند بیرون مى‌آیند و جهان به دوران آرمانى و هدفىِ مهدى موعود(ارواحنافداه) روزبه‌روز نزدیكتر مى‌شود؛ این، آن امید بزرگ است؛ لذا روز نیمه‌ى شعبان، روز عید بزرگ است.
دیدار با مردم قم 30/11/1370

حقیقت انتظار


ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

بیا دوباره پاک کن ز جاده ها غبار را
به عاشقان نوید ده رسیدن بهار را
تمام لحظه های من فدای یک نگاه تو
بیا و پاک کن ز دل حدیث انتظار را


ولادت با سعادت قائم آل محمد (ص) منجی عالم بشریت حضرت مهدی (عج) مبارک باد.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


لوگوی دوستان
امکانات جانبی
صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :